دوستم پزشك است.
تعريف ميكردو ميگفت.  
چند روز پیش برای تسویه حساب شهریه پانیا دخترم به مدرسه اش رفتم . زنگ تفریح بود و بچه ها در حیاط مشغول تخلیه انرژیهای کودکانه ...یکی از بچه ها مقنعه دیگری را کشید بطوریکه مقنعه از سرش افتاد همانجا بود که من رسیدم. دخترک دست پاچه و گریان در حالیکه هر دو دست را بر سر گذاشته بود با نیم نگاهی به من به همبازیش گفت بیشعوررر "مرد" " مرد". و مثل مرغ پرکنده هراسان به اینسو و انسو میدوید . سریعا گذشتم تا بیشتر عذاب نکشد . در راه برگشت میاندیشیدم دخترک در وجود من چه دید که اینگونه برآشفت ؟ اساسا درک او از جنس مرد چیست و به مدد کدامین فرهنگ واعتقاد اینگونه از جنس مخالفش میهراسد ؟ امروز کودک است و کم توان ، فردا که بزرگ شد چگونه با این هیولای جنس مخالف به جنگ خواهد رفت بدون اینکه علت جنگیدنش را بداند ؟
او همانی خواهد شد که بدلیل ترس از نگاه آلوده مردان فرصتهای شغلی طلایی کار در کنار مردان را از دست خواهد داد .
ترس از هیولای مردانگی اختیار انتخاب پوشش دلخواهش در مهمانیها و مراسم مختلف را از او میگیرد و او همواره در حسرت انتخاب لباس دلخواهش .
او که زنی خواهد شد تشنه زیبایی و نمایش زیباییهای خدادادی وجودش ، چگونه از این نیاز  بی نیاز خواهد شد  در حالیکه پروژه مرد هراسی حتی اجازه نمایش تصویر خودش بر پروفایل تلگرامش را نخواهد داد ؟ او محکوم است که عکس فرزندش و یا تصویری از یک گل را به جای خودش معرفی کند .
مرد هراسی به او دیکته خواهد کرد که بمنظور انتقام از هیولای جنس مخالف شرایط سختی برای ازدواج قایل شود تا بااین شرایط گوشه ای از آلام وجودش را تسکین دهد . مهریه های سنگین شاید به نوعی نتیجه این نگاه مرد هراسی باشد.
اروپای طراز اول را از نزدیک لمس کرده ام در بین کشورهای اروپایی پیشرفته بیش از همه در سوئد دیده ام احترام به زن بودن را . شعار سمبلیک انهادر طبقه بندی حقوق شهروندی اینست :
"ابتدا افراد سالمند ، بعد زنان ، بعد حیوانات و در اخر مردان در اولویتند ." هرچند کمی اغراق آمیز است ولی نگاه به ارزش انسانی زنان در جوامع متمدن تا این حد پررنگ است . مردهراسی در آنجا بی معنیست.
پانیا دخترم از من میپرسد  در کلاسی که همگی دخترند و آموزگار من نیز زن است چرا باید پوشش موهایم را حفظ کنم ؟ باید به او بگویم  بپوش دخترم تا از تیررس نگاه مردان در امان باشی و به این ترتیب مردهراسی را در مغز و قلب او حک کنم . مگر ما مردان چگونه موجوداتی هستیم ؟!!
با این همه خشم فروخورده کودکی ، دخترانمان ازدواج میکنند ، مادر میشوند و پا به عرصه اجتماع می نهند . آیا فرهنگ واعتقادات ما توانست دوشیزه ای با روانی سالم به دامان اجتماع تقدیم کند ؟ که اگر اینگونه است چرا در بین بیمارانم تنها زنها افسرده اند ؟
فریاد "مرد مرد "دخترک در گوشم زنهار میزند .

پاسخ:

@Antishobheh
http://antishobheh.blogfa.com/post/117

1-  این یک داستان ساختگی برای کوبیدن حجاب و حیا است  و هر فرد عاقلی متوجه فاصله زیاد این متن با واقعیات جامعه امروز می شود. حتی اگر فرض کنیم در گوشه ای از کشور و در زمان نامشخصی چنین اتفاقی افتاده باشد، مگر می شود آنرا به کل جامعه و همه زمانها تعمیم داد؟ اگر کودکی به هر دلیلی از یک مرد یا زن بترسد، آیا می توان گفت که همه کودکان از همه مردان یا زنان می ترسند؟ و بعد نتیجه بگیریم که همه زنان از مردان می ترسند؟ آنهم به خاطر فرهنگ و اعتقاد!!!
کدام فرهنگ و اعتقاد می گوید جنس مخالف هیولا است و باید از او ترسید و انتقام گرفت؟ تاریخ اسلام و کشورمان پر است از شیرزنانی که همپای مردان در جامعه تلاش و کوشش کرده اند. اما نویسنده انگار در این کشور زندگی نکرده است!!!  

2- یکی از راه های اثبات یا رد  یک تفکر در جامعه اینست که به بررسی تاثیرات آن در جامعه بپردازیم. بر اساس امار زنان در خانواده هایی که در انها حجاب و عفاف رعایت میشود رضایت بیشتری از زندگی و پایبندی همسرانشان دارند. و بر عکس گسترش بدحجابی در جامعه باعث گسترش فساد و بی بند و باری و سست شدن بنیان خانواده ها می شود.

3- همان دینی که دستور به پوشش در اجتماع داده همان دین هم دستور به خودارایی در محیط خانواده داده است.

4- دخترکی که از راه فطرت و تربیت صحیح غریزه حجاب را بر بی حجابی ترجیح داده در واقع دارد به مردان می گوید من انقدر محترم هستم که فقط در صورت ازدواج با من و پذیرفتن مسئولیت خانواده و فرزندان است که مردی می تواند به من دسترسی داشته باشد. ولی در این داستان ساختگی زن غربی انقدر دست و دلباز است که خود را ارزان در اختیار مردان قرار می دهد. شاهد این مدعا کاهش چشمگیر ازدواج در غرب و عدم مسئولیت پذیری مردان در برابر زنان، شیوع ازدواج های ممنوعه همچون ازدواج با محارم و ازدواج با حیوانات و ... است.

5- « دیوید اولسن » استاد علوم اجتماعی در دانشگاه مینه سوتا و از صاحبنظران حوزه خانواده در آمریکا در ارتباط با پیشرفت و رابطه مدرن شدن زندگی با افزایش طلاق و فروپاشی خانواده می گوید: « شواهد، بیانگر آن است که هر چه جوامع غربی تر می شوند، بر میزان طلاق در آن ها افزوده می شود. بیست سال پیش پدیده طلاق به ندرت در ژاپن اتفاق می افتاد، پنج سال پیش پدیده طلاق در چین پدیده غیر محسوسی بود، اما در همین مدت کوتاه آمار طلاق و شکل گیری پدیده هم خانگی بدون ازدواج در پکن به نحو فزاینده ای افزایش یافته... »
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/152956/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1

انتقال مطالب با ذکر منبع ، رعایت اخلاق و امانتداری است.

منبع: کانال آنتی شبهه
(پاسخ به شبهه پراکنی های شبکه های اجتماعی)
 https://telegram.me/Antishobheh
وبلاگ آنتی شبهه:
 http://antishobheh.blogfa.com/