آیا زکریای رازی ملحد بود؟!

پاسخ:

http://antishobheh.blogfa.com/post/116

@Antishobheh
            
 عقل و وحي در نظر رازي
    الف)رازي، براي عقل و جايگاه آن اهميت بسيار زيادي قائل بوده است. او در فصل اول کتاب “الطب الروحاني” خود، از عقل انساني بسيار دفاع مي کند و شان آن را بسيار والا معرفي مي کند:
    “... آفريدگار که نامش بزرگ باد، خرد از آن به ما ارزاني داشت که به مددش بتوانيم در اين دنيا و آن ديگر از بهره هايي که وصول و حصولش در طبع چون هايي به وديعت نهاده شده است، برخوردار گرديم. خرد بزرگترين مواهب خدا به ماست و هيچ چيزي نيست که در سود رساني و بهره بخشي بر آن سرآيد.. با خرد به امور غامض و چيزهايي که از ما نهان و پوشيده بوده است، پي برده ايم... .”
فيلسوف ري، ص ۱۶۶.
 
    ب) ديدگاه او پيرامون وحي:
  در ظاهر آثار باقي مانده از او، عبارتي که مبين اعتقاد رازي به عدم نياز به وحي و شريعت باشد، ديده نشده است. تنها منبعي که براي شناخت اين جنبه از اعتقادات رازي در دست است، کتاب “اعلام النبوه” اثر ابوحاتم رازي دانشمند اسماعيلي همزمان با رازي است.(البته،در این کتاب نامی از رازی نیست بلکه موارد نقل قول شده ی منسوب به رازی با این جمله، قال الملحد بیان گشته)
متفکران بر اين باورند که زکرياي رازي ملحد نبوده است و دانشمندي ديندار بوده است.
شيخ عبدالله نعمه مولف کتاب “فلاسفه الشيعه” معتقد است که محمدبن زکريا شيعه بوده است که در دام تهمت الحاد افتاده است (۱) ايشان نسبت به اقوالي که رازي را ملحد و بي دين معرفي مي کنند، موضع شک و ترديد را اختيار مي کند (۲)
دلايلي که ايشان بر نظر خود دارند، عبارتند از:
✔️ الف) کتابهايي به رازي نسبت داده شده است که آنها مويد تدين و حتي تشيع او مي باشند (۳)؛ مانند کتاب “في آثار الامام الفاضل المعصوم” و يا کتاب “في الامامه” و يا کتاب “النقض علي الکيال في الامامه”.
   ✔️ ب) رازي شاگرد ابوزيد احمدبن سهل بلخي مي باشد که او شيعه بوده است (۴)
   ✔️ ج) ابن طاووس در کتاب “الامان” خود، رساله اي از رازي نقل مي کند به نام “برءالساعه” که ابتدا و انتهاي آن، به روش علماي شيعه مي باشد (۵)
   ابتداي رساله: الحمدلله کما هو اهله و مستحقه و صلواته علي خير خلقه محمد و آله و عترته.
  انتها: والحمدلله رب العالمين و صلواته علي سيدالمرسلين محمدالنبي و آله.
  ✔️د) رازي رابطه محکم و استواري با شخصيت هاي شيعي معاصر خود داشته است. مانند ابي محمد اطروش که معروف به الناصر الکبير و ناصرالحق مي باشد و از ديلميان است و از اميرالمومنين نسب مي برد. همچنين با مسعودي که از مورخين شيعه است نيز رابطه داشته است (۶)
  ✔️هـ) شهرت رازي در طب و نزديکي او به سلاطين عاملي است براي به وجود آمدن رقيبان و دشمنان او که سعي کرده اند او را از ميدان خارج کنند و بهترين وسيله نيز در آن عصر اتهام کفر و خروج از دين بوده است (۷)
  ✔️و) دو کتابي که به رازي در مورد الحاد نسبت داده اند، در منابع به صورت مشکوک به او نسبت داده شده است و استناد به او قطعي نيست. در هر دو مورد کلمه “يدعي” ذکر شده است. ابن نديم گفته است: “کتاب فيما يرد به اظهار ما يدعي من عيوب الانبياء” (۸)
   ✔️ز) تهمت کفر و الحاد به رازي از سوي ابوحاتم رازي و ناصر خسرو، نسبت داده شده است که هر دو اسماعيلي هستند. رازي در کتاب خود به نام “في الرد علي الکيال في الامامه” بر اسماعيليه حمله کرده است. بسيار موجه است که گفته شود؛ اسماعيليه اين اتهام را به رازي نسبت داد ه اند بر عليه حملات او به مکتب اسماعيليه (۹)
  ✔️ ح) ابن ابي اصيعه در “عيون الانباء” به شدت از رازي دفاع مي کند و کتابهاي منسوب به او را ساختگيي مي داند (۱۰)
  استادمطهري نيز در مورد زکرياي رازي قائل است که او ملحد نبوده است. ايشان بيان مي کند که چون کتب رازي در دست نيست نمي توان پيرامون او اظهار نظر قطع کرد اما از مجموعه قرائن به دست مي آيد که رازي منکر نبوت نبوده است بلکه با مدعيان دروغين نبوت در ستيز بوده است (۱۱)
استاد مطهري، بعضي از دلايل شيخ عبدالله نعمه را در زمينه نظر خود مطرح مي کند و موارد ديگري نيز به آنها اضافه مي کند، ايشان معتقد است ؛محال است مناظرات رازي با ابوحاتم در منزل يکي از بزرگان ري و در حضور اکابر و بزرگان شهر پيرامون ابطال نبوت باشد و او همه مذاهب را باطل اعلام کند و سپس در کمال احترام نيز زيست نمايد (۱۲) همچنين رازي سخت پايبند توحيد و معاد و اصالت روح و بقاي آن بوده است و چگونه ممکن است کسي که اصول مبدا و معاد را قبول دارد، نبوت را انکار کند، بلکه از آثار او به دست مي آيد که انديشه امامت، ذهن او را به خود مشغول کرده بوده است و بديهي است که انديشه امامت با منکر نبوت همراه نيست (۱۳)ايشان بيان مي کند که استدلال هايي که به رازي در نفي نبوت نسبت داده شده است، آنقدر ضعيف است که در شان مقام علمي او نيست.ايشان احتمال شيعه بودن رازي را منتفي نمي
داند بلکه بيان مي کند؛ بعيد نيست که رازي تا حدودي طرز تفکر شيعي امامي داشته است و همه متفکراني که چنين اعتقادي داشتند، از سوي دشمنان شيعه، به کفر متهم مي شدند (۱۴)
   آقاي دکتر محقق نگارنده کتاب مفيد “فيلسوف ري” نيز از جمله کساني است که معتقد است، نمي توان بر نسبت الحاد به رازي اعتماد داشت و آن را حتمي دانست بلکه بايد منتظر بود تا بسياري از منابع و اسناد دوره رازي کشف شوند تا بتوان داوري نهايي را پيرامون شخصيت اين پزشک نامدار انجام داد (۱۵)
  ضمناً چون نسبت الحاد به رازي توسط اسماعيليه داده شده است،
نمي توان آن را به راحتي قبول کرد چرا که يقينا عقايد رازي پيرامون عقل و اهميت او به شان عقل مخالفت دارد . (۱۶)
             —----------
    پي نوشت ها:
    ۱) فلاسفه شيعه،ص۳۱۵
    ۲) همان، ص 319
    ۳) همان، ص 315
    ۴)همان.
    ۵) همان، ص 316
    ۶) همان
    ۷)همان، ص 319- 320
    ۸) همان، ص 320
    ۹)همان
    ۱۰) همان. همچنين رجوع شود به عيون الانباء، ص 426
    ۱۱) خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 478
    ۱۲) همان
    ۱۳) همان
     همان، ص 479- ابن سينا در پاسخ يکي از سئوالات ابوريحان بيروني، رازي را چنين وصف کرده است.
    ۱۴) السيره الفلسفيه، ص 52
    ۱۵) فيلسوف ري، ص 3، پاورقي
    ۱۶) همان، ص 167
    

 انتقال مطالب با ذکر منبع ، رعایت اخلاق و امانتداری است.

منبع: کانال آنتی شبهه
(پاسخ به شبهه پراکنی های شبکه های اجتماعی)
 https://telegram.me/Antishobheh
وبلاگ آنتی شبهه:
 http://antishobheh.blogfa.com/